می توانم بگویم مرد غریبه در اتوبوس با سبزه طوری رفتار می کرد که انگار مدت هاست همدیگر را می شناسند. او با چاپلوسی دراز کشید در حالی که دختر داشت دیکش را می مکید و آنها بدون هیچ خجالتی یکدیگر را لعنت کردند. دختر نه تنها سوار اتوبوس شد، بلکه برجستگی های قوی سوراخ خود را از چوب آن مرد نیز احساس کرد.
چقدر جالبه این پرستارهای زیبا لباس عوض میکنن. بله، آنها حتی یک حمام بزرگ با آب گرم در بیمارستانی در ژاپن دارند که برای دمیدن یک پرستار جوان بسیار راحت است. خوش شانس برای یک مرد ژاپنی بالغ که با چنین دختر زیبایی اوقات خوبی را سپری می کند.